تبليغاتX
زندگی بدون عشق بی معناست
با آنکه در گلوی من فریادها شکست در گوشه ای نشسته ای لب وا نمیکنی

کسی ما را نمی پرسد ، کسی تنها يی ما را نمی گريد ،دلم در حسرت يک دست ،دلم در حسرت يک دوست ، دلم در حسرت يک بی ريای مهربان مانده است.کدامين يار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی ، کدامين آشنا آيا به جشن چلچراغ عشق دعوت می کند ما را ، واما تو حتی روزهای تلخ نامردی ، نگاهت التيام دستهايت را دريغ از ما نمی کردی. من امشب از تمام خاطراتم با تو خواهم گفت، من امشب با تمام کودکی هايم برايت اشک خواهم   ریخت

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 20:24 توسط ..:: محمدرضا ::..

JavaScript Codes >