زير اين طاق کبود يکي بود يکي نبود
مرغ عشقي خسته بود که دلش شکسته بود
اون اسير يه قفس شب و روزش بي نفس
همه آرزوهاش پرکشيدن بود و بس
تا يه روز يه شاپرک نگاشو گوشه اي دوخت
چشش افتاد به قفس دل اون بدجوري سوخت
زود پريد روي درخت تو قفس سرک کشيد
تو چش مرغ اسير همه دلتنگي رو ديد
ديگه طاقت نياورد رفت توي قفس نشست
تا که از حرفاي مرغ شاپرک دلش شکست
شاپرک گفت که بيا تا با هم پر بکشيم
بريم تا اون بالاها سوار ابرا بشيم
يه دفعه مرغ اسير نگاهش بهاري شد
بارون از برق چشاش روي گونش جاري شد
شاپرک دلش گرفت وقتي اشک اونو ديد
با خودش يه عهدي بست نفس سردي کشيد
ديگه بعد از اون قفس رنگ تنهايي نداشت
توي دوستي شاپرک ذره اي کم نمي ذاشت
تا يه روز يه باد سرد ميون قفس وزيد
آسمون سرخابي شد سوز برگ از راه رسيد
شاپرک يخ زد و يخ مرد و موندگار نشد
چشاش رو هم گذاشت ديگه اون بيدار نشد
مرغ عشق شاپرک رو به دست خدا سپرد
نگاهش به آسمون تا که دق کردش و مرد...........

زندگي آنچه زيسته ايم نيست
بلكه چيزي است كه به ياد مي آوریم
تا روايتش كنيم
دوباره ميخوام خاطرات رو ورق بزنم
دوباره گذشته روتكرارمیكنم اما نميدونم ازكجا شروع كنم
فرقي نميكنه ازكجا شروع كنم ازهرجا كه شروع كنم شيرين نيست
ازهرجا كه بگم تلخه
همش خاطرات شيرين كه تلخ شد.همش بي وفايي
بعضي ها ميگن بيخيالش ديوونه
كاش ديوونه بودم ديوانگي هم عالمي داره
هيچ كس به ديوانه خرده نميگيره كسي سرزنشش نميكنه
عاقل نباش كه غم ديگران خوري
ديوانه باش تاغمت ديگران خورند
زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپرشد
با وفاترين دوست به مرورزمان بي وفاشد
اما تاحالا ازخودمون پرسيديم اين ديوانه ازاول ديوانه بود؟
يا ديوانه شد؟
اگرديوانه شدچرا ديوانه شد؟
اين ديوانگي ارزشش ازهرعاقل بودني بيشتره
ديوانگي براي عشق
ديوانه شدن ازبي وفايي
ديوانه شدن بخاطرهمه دروغ هاي قشنگي كه شنيدي
ديوانه اي كه هنوزبا ياد اون زندگي ميكنه
هنوز فكرميكنه كه هرجفايي كه ديده همش يه خواب بوده
هنوز با نفسهاي سردش اميد به روزهاي گرم داره
هنوز با قلب يخ زده اميد به تابش آفتاب داغ داره

ميرسد روزي كه بي من روزها را سرمني
ميرسد روزي كه مرگ عشق را باوركني
ميرسد روزي كه تنها دركنارعكس من
نامه هاي كنه ام را موبه مو ازبر كني
يك پيشنهاد كوچولو براي دختر خانم هايي كه ناخن هاشونو دراز مي كنند:
تا به حال متوجه شدين بعد از مدتي كه ناخن بلند شد ديگر رشد آن ادامه پيدا نمي كند؟
علتشو مي دونيد؟

درسته كه افراد بيشتر براي زيبايي اينكار را مي كنند ولي موردي رو كه براتون عرض مي كنم از نظر پزشكي اثبات شده ولي من براتون علتشو از سخنان امام جعفر صادق (ع)در جواب شاگردش توحيد مفضل عرض مي كنم كه در آن زمان به اين نكات آگاه بودند در حاليكه تازگي ها از نظر پزشكي اثبات شده است.
امام جواب شاگردش را در مورد كوتاه كردن ناخن مي فرمايد:خداوند متعال در اين كار نعمتهايي نهاده كه آدمي از آنها آگاه نيست تا سپاس گويد.درد ها و ميكروبهاي بدن با خروج ناخن از سر انگشتان خارج مي گردداز اين رو به انسان فرمان داده شده هر هفته با كوتاه كردن ناخنها به اين كار اقدام كند.اين كار باعث مي شود ناخن با شتاب بيشتري برويند و درد ها و بيماريها را سريعتر خارج كنند.